آدرس   اصفهان ، میدان لاله ، خیابان زینبیه جنوبی ، روبروی پارک لاله ، موسسه خیریه مجتمع فاطمیه اصفهان                     تلفن: 14-34703011-031

امیرالمومنین علی علیه السلام دفاع کرد.

دسته بندی: 
پاسخ: 

امیرالمومنین (علیه السلام) در مرحله نخست و هنگامی که به خانه وی تعرض شد، از خود واکنش نشان داد و با مهاجمان از جمله عمر بن خطاب برخورد کرد. گریبان او را گرفت، او را بر زمین کوفته و مشتی بر صورت و گردن وی کوبید؛ امّا از آنجا که حضرت، مأمور به صبر و بردباری بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صبر پیشه ساخت. امیرمومنان(علیه السلام) در حقیقت با این کار خود می خواست به عمر و دیگر همراهان وی بفهماند که اگر مأمور به صبر و شکیبایی نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، کسی جرأت     نمی کرد فکر حمله به خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به ذهن خود راه بدهد اما آن حضرت همچون همیشه پیرو دستورات پیامبر(صلی الله علیه وآله)  بود که آن هم برگرفته از وحی الهی    می باشد.

امیر مومنان(علیه السلام) در تمام دوران زندگی خویش مطیع محض دستورات خداوند بوده و هرگز به خاطر تعصّب ، غضب و منافع شخصی خود دست به اقدامی نمی زد.

ان حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر وبردباری در برابر مصیبت های بزرگ بوده و بر اساس همین دستور بود که دست به شمشیر نبرد.

 سید رضی در کتاب شریف « خصائص الأئمه» درباره اتفاقاتی که در پایان عمر شریف حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) اتفاق افتاد نوشته است: هنگامی که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) به هوش آمدند و صدای ناله و گریه اطرافیان بلند شد، به حضرت علی(علیه السلام)  فرمودند که بعد از ایشان مردم به دنیای خویش مشغول می شوند و حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) را رها      می کنند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) در ساعات آخر عمر شریف خود به امیرالمومنین(علیه السلام)  سفارش می کنند که بعد از شهادت ایشان به وصیت پیامبر عمل کند و تا قرآن را ننوشته است، خانه را ترک نکند و نیز حضرت علی(علیه السلام)  را در برابر آنچه که به او و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می رسد سفارش به صبر و بردباری کردند.

آری روزگاری فرمان خداوند بر این بود که مشرکان و دشمنان خدا از ترس ذوالفقار علی(علیه السلام)  خواب نداشتند و روزی دیگر فرمان حضرت حق تعالی بر این بود که همان ذوالفقار در نیام قرار بگیرد تا اساس اسلام حفظ شود. اگر این نبود؛ چه کسی جرأت نگاه در چشمان امیرالمومنین(علیه السلام)  داشت چه رسد به جسارت به خانه ایشان و ناموس علی(علیه السلام)   

علاوه بر اینها امیرالمومنین(علیه السلام)  بارها و در موارد متعدد، نداشتن نیروی کافی را از جمله دلایل قیام نکردن خود بر شمرده اند. آن حضرت در خطبه 3 نهج البلاغه که معروف است به خطبه شِقشِقیه به این نکته اشاره می کند و نداشتن یار و یاور را به  دست بریده مثال زده و می فرماید صبر را بر حمله بر ظالمان ترجیح می دهد در حالیکه از شدت اندوه صبر، گویا خار در دیده و استخوان در گلوی ایشان است.

همچنین حضرت علی(علیه السلام)  در خطبه 217 نهج البلاغه می فرماید که یار و یاروی در کنار خود نمی بیند مگر اهل بیت ایشان.

شاید برخی بگویند که چرا امیرالمومنین(علیه السلام)  با آن همه قدرت و شجاعت خود که فاتح جنگ های بدر، احد، خیبر، خندق و... بود، به تنهایی قیام نکرد، مگر به تنهایی از پس آنها بر نمی آمد؟

در پاسخ باید گفت: بنا نیست که امیرالمونین(علیه السلام)  بر خلاف روش انبیای الهی به ویژه نبی مکرّم اسلام عمل کند، چرا که پیامبر(صلی الله علیه وآله)  نیز در طول 13 سال حضور در مکه مکرّمه دست به شمشیر نبرد. 

دیگرآنکه، از جمله دلایل که بر اساس سخنان و تعبیرات خود آن حضرت استفاده می گردد، هدف حضرت از دست به شمشیر نبردن جلوگیری از ایجاد تفرقه هر چه بیشتر بین مسلمانان و نابودی اسلام بوده است.

دفاع از ناموس و فرزندان، از مسائل فطری و مشترک میان همه انسان هاست؛ امّا روشن است اگر کسی بداند قصد دشمن از تعرّض به ناموس وی آن است که او را به واکنش وادار کنند تا به مقصود مهم تر و شوم تری دست یابند با تدبیر و تسلّط  بر نفس خویش هرگز کاری نخواهد کرد که دشمن به مقصودش برسد.

قصد مهاجمان از حمله به خانه وحی این بود که امیرمومنان(علیه السلام)  را به واکنش وادار کنند و با استفاده از این فرصت ثابت کنند که علی(علیه السلام)   به خاطر امیال دنیوی خود و رسیدن به حکومت حاضر شده است که افراد زیادی را از دم شمشیر بگذارند.
و همچنین اگر امیرالمومنین(علیه السلام) با آنها درگیر می شد ممکن بود که فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و فرزندان ایشان در این درگیری ها کشته شوند و نسل امامت قطع شود و باز هم اینجا بود که می گفتند علی(علیه السلام)  برای حکومت، فرزندان و همسر خویش را فدا کرد و سبب کشتن آنها شد؛ همانطور که درباره عمار یاسر، یار وفادار امیرالمومنین(علیه السلام) چنین گفتند.

 

رجوع شود  به : سید مجتبی عصیری، شبهات فاطمیه ،  انتشارات طوبای محبت ص211 الی 220

کاربران آنلاین

هم اکنون 0 کاربر آنلاین هستند.